سجاد نوبختی

اشعار اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین
۲۶
دی

سر به زیری های من از روی تقوا نیست ، آه


ماه را دیوانه می بیند روانی میشود

  • سجاد نوبختی
۰۲
دی

آقا جان 


دل را اگر که از همه دنیا جدا کنیم ،

خود را ز قید و بند هوس ها رها کنیم ،


هر صبح ، عهد عشق ببندیم با شما ،

در ندبه های جمعه شما را صدا کنیم ،


از ماتم فراق شما صبح و ظهر و شب 

شکوه به آسمان و زمین خدا کنیم ،


پای نماز عشق ، بمانیم تا ابد 

در قلب های خود به شما اقتدا کنیم : 


آن وقت میشود که دم از انتظار زد 

یا اینکه ما به شیعه شدن ادعا کنیم 


راه نجات ما گروی حب فاطمه است

باید که رو به خانه ی خیرالنسا کنیم 


بی تو ، عزیز فاطمه ! در اوج محنتیم

آقا بگو گلایه به سوی کجا کنیم ؟!


ما غایب از شما شده ایم ای حضور محض

باید برای آمدن خود دعا کنیم


جان سکینه ، منتقم کربلا !  بیا

ما ناله ، روز و شب ز غم کربلا کنیم 


سجاد نوبختی


  • سجاد نوبختی
۳۰
آبان

پیچیده باز همهمه ها زیر قبه ات

هر زائرى است محو دعا زیر قبه ات 


جایی که استجابت بی شرط می شود

پیداست راه عرش خدا زیر قبه ات 


بال ملائک است به ما میخورند یا 

پر های خادمان شما زیر قبه ات ؟ 


لبیک یا حسین همه زاءران تو

همراه گشته با شهدا زیر قبه ات


با گوشه ی نگاه تو یک پادشاه شد 

وقتی دهان گشود ، گدا زیر قبه ات


یک دست بر ضریح و یکی رو به آسمان 

در دست توست ، دست رها زیر قبه ات


قلبی شکسته دارم و بالی شکسته تر

ما را رسانده فاطمه تا زیر قبه ات 


لبخند شوق و چشم تر زائران تو 

گوید به ما که حی علی زیر قبه ات 


شب های جمعه،آه،حرم حال دیگریست 

 وقتی که دید فاطمه را زیر قبه ات 


آهی کشید مادر و شوری شروع شد 

در جان اهل ارض و سما زیر قبه ات 


وقتی رسید روضه ی مادر به قتلگاه 

میسوخت خاک کرب و بلا زیر قبه ات


سجاد نوبختی

  • سجاد نوبختی
۲۵
آبان

در راه وصل  ، گر نبود تلخی مسیر 


شیرینی وصال به کام کسی نبود 

  • سجاد نوبختی
۱۸
آبان
حس می کنم به شانه خود آن سری که نیست
ماندم در انتظار همان همسری که نیست

از شوق پر زدن ، به خودم پیله بسته ام 
شاید شبی دوباره بروید پری که نیست

" یک روز می رسد که در آغوش گیرمش "
آه ای خیالِ خام دلم ! باوری که نیست ... 

" او " ، ای ضمیر غایب اشعار من بدان 
در جان من به جز تو مخاطب تری که نیست 

با قایقی شکسته به طوفان زدم ولی
من تکیه کرده ام به همان لنگری که نیست 

از خنده هایِ کوفیِ این مردمان بترس 
این نامه هایِ دوستیِ لشکری که نیست 

تنها اگرچه تا تهِ این جاده می روم 
در دل خدا که هست ، چه غم یاوری که نیست ؟

او رفته است حال پس از سالیان سال 
حس می کنم به شانه خود آن سری که نیست

سجاد نوبختی
  • سجاد نوبختی
۱۹
مهر

السلام علیک یا اباعبدالله 


بر دل نشسته باز ، غم کربلای تو

این دل گرفته مثل همیشه هوای تو 


دور از تو حال و روز دلم رو به راه نیست

ای کاش اربعین برسم کربلای تو 


یا لیتنی نهایتی افدیک یا حسین

ای کاش عاقبت شوم آقا فدای تو


شب های جمعه عرش خدا گریه می کند

آن لحظه ای که فاطمه آید سرای تو 


با " یا بنی"  گفتن مادر ، تمام عرش 

سوزد ز داغ ماتم و سوز عزای تو 


تو کهکشان راه خدایی که در برت 

هفتاد و دو ستاره بچرخند پای تو


باشد مدال نوکری تو به سینه ام 

ارباب !  من گدای گدای سکینه ام 


ای روضه خوان  ! برای من از کربلا بگو

 از روضه های غربت خون خدا بگو 


از اشک های مادر و آغوش خالیش

از طفل شیرخواره ی دشت بلا بگو


از گوش و گوشواره ، از آتش به خیمه ها 

از بانگ العطش به لب بچه ها بگو


بر دختر سه ساله که سیلی نمی زنند 

این را به قوم بی شرف بی حیا بگو


از جسم بی نشان برادر به فتلگاه 

از خواهری کنار تنی سرجدا بگو 


"هل من معین ..." به گوش زمان میرسد هنوز

از بی سپاه بودن صاحب عزا بگو 


ارباب  ! چشمه های دلم را پرآب کن 

 دل را غلام خانه ی بی بی رباب کن 


سجاد نوبختی

  • سجاد نوبختی
۱۵
مهر

من یک مدافعم ، که حرم هست سنگرم

پا پس نمی کشم قدمی هم ز باورم 


می ایستم به پای دفاع از حریم عشق

تا هر زمان که هست بروی تنم سرم


شمیر ذولفقار به دست و علم به دوش 

آمیخته به غیرت عباس جوهرم


ایران ، عراق ، سوریه ، بحرین یا یمن 

هرجا که شیعه هست ، همان جاست کشورم


پروانه وار ، دور حرم چرخ میزنم 

هرشب ، کنار صحن ،  به معراج می پرم


سجاد نوبختی

  • سجاد نوبختی
۱۲
مهر

السلام علیک یا فاطمه الزهرا " سلام الله علیها "


جز فاطمه برای دلم سرپناه نیست

با حب او به زندگیم درد و آه نیست

روی غلام خانه ی بی بی سیاه نیست


شکر خدا که جیره خور خوان فاطمم

مثل همیشه دست به دامان فاطمم


" یا فاطمه "  نوشته ی روی جبین ماست

نخ های چادرش ، همه حبل المتین ماست

در اصل  ، حب فاطمه معنای دین ماست 


این مهر را خدا ز ازل زد به سینه ام 

من آشنای بانوی شهر مدینه ام


مادر بیا که ماه عزای حسین توست 

در جان ما دوباره نوای حسین توست

دل ها به سمت صحن و سرای حسین توست


هر کس حسین گفته به اذن تو دم زده 

انگار در کنار تو بانو قدم زده  


رخت عزای ما همه در دست های توست 

سوز صدای ما همه در دست های توست 

این گریه های ما همه در دست های توست 


مادر ، بیا به مجلس ما هم نگاه کن 

چشم مرا همیشه پر از اشک و آه کن


#سجاد_نوبختی

  • سجاد نوبختی
۰۶
مهر

بیا بانو ، جهانم را بگیر و  پادشاهی کن 

بروی شانه هایم سر گذار و تکیه خواهی کن 


تمام عمر ، من ، محض رضایت سیب چیدم ، حال 

بیا ، این بار ، تو ، محض رضای من گناهی کن


بیا این بار تو آغوش خود را سمت من بگشای

مرا سوی بهشت بازوان خویش راهی کن


عزیز مصر بودن آرزویم نیست ، باور کن 

اگر از قعر زندانم رهاندی ، حبس چاهی کن


برایت روز و شب از گفته هایم شعر می گویم

اگر ناگفته می جویی ، به چشمانم نگاهی کن  

  • سجاد نوبختی
۲۹
شهریور

زانو غم به سینه مگیر و برو بجنگ


نام تو مرد نیست اگر بی جگر شوی

  • سجاد نوبختی