سجاد نوبختی

من خاک پای دعبلتان هم نمی شوم
شاعر شدن کجا؟ !من بی دست و پا کجا؟

آخرین مطالب

۶ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۸
فروردين

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا " علیه السلام "


روسیاهم ،  کوله باری از گناه آورده ام

سمتِ  سلطانِ کرم ، اما پناه آورده ام


شرم سارم ، با وجود این همه جود و سخا

در ازایِ لطف او ، قلبی سیاه آورده ام


بر سرِ این سفره جای چون منی اصلا نبود 

با دعای مادر سادات راه آورده ام 


لطف مولا شامل حال گدایان میشود

در پی درمان ، برایش درد و آه آورده ام


در مرام صاحب این خانه جز اطعام نیست 

عاجزانه ، دست بر دامان شاه آورده ام 


خواستم تا دستِ پُر در بزم او وارد شوم

دست های خالیم را اشتباه آورده ام 


قلبم اما پر شده از حب زهرای بتول

این محبت را برای تکیه گاه آورده ام


چون کبوتر های گنبد در پی یک دانه ام

حاجتی دارم که در این بارگاه آورده ام 


حاجتم ، جان دادنِ در راهِ بی بی زینب است

اشک هایِ چشمِ زارم را گواه آورده ام


#سجاد_نوبختی

  • سجاد نوبختی
۲۲
فروردين
ای کاش مرا بهر تو مجنون بنویسند
عشقت، به دلم با قلم خون بنویسند

آقا ! نظری کن که مرا هم به دعایت
در جرگه  " این الرجبیون " بنویسند
  • سجاد نوبختی
۱۹
فروردين

بی راهه رفته ام، تو مرا سر به راه کن


یا باقرالعلوم ! مرا هم نگاه کن

  • سجاد نوبختی
۱۷
فروردين

یک مرد اگر از درد هایش دم نزد مرد است 


دنیا برای مرد ها جای شکایت نیست 

  • سجاد نوبختی
۱۳
فروردين

مادر ، بیا و قافیه ها را مرور کن

یک لحظه از کنار غزل هم عبور کن


بعد از بهشت یک قدمم پیش من گذار

از قلب کوچکم غم عالم به دور کن


مادر تو بهترین غزل های عالمی

لطفا بیا به قلب حقیرم خطور کن


تو رود جاری و دل من تخت سنگ خشک

آغوش من بیا و مرا هم نمور کن


"امواج" مهر مادریت "عمق" عالم اند

دریای بی کرانه، مرا "غرق " نور کن


اصلا بیا و  قافیه ها را بهم بزن

اما تمام عمر کنارم قدم بزن


اما تمام عمر برایم دعا بخوان 

اما همیشه از سخن عشق دم بزن

 

تو مرد روز های نبردی ، عجوبه ای

حرف از شکست و واهمه و ترس کم بزن


با بوسه های عشق برانگیز خویش هم

بیتی بروی صفحه ی قلبم قلم بزن 


#سجاد_نوبختی


  • سجاد نوبختی
۱۱
فروردين

یا فاطر بحق فاطمه...

السلام علیک یا فاطمه الزهرا " سلام الله علیها "


من در تو پیدا میکنم راه سعادت را

وقتی فروزان میکنی انوار رحمت را


یک بار دستت را به آبی بردی و حالا

از یمن پاکی تو دارد این طهارت را 


دنیا نباشد جایت ای بانوی بانوها 

در عرش برپا کرده حق ، صحن و سرایت را 


مثل خدایی ، هر کجا هستم تو هم هستی

ایزد تجسم کرده در تو بی نهایت را


از کور ها هم رو گرفتی تا بفهمانی

ماه علی ،  کامل نمایان کرده عصمت را 


"هر کس به طرزی عشق خود را میکند ابراز

من دوست دارم جمله "جانم فدایت" را "


مارا چه باک از دوزخ و آتش زمانی که 

مهریه ات کردند شش دنگ شفاعت را...؟!


توصیف نام فاطمه کار خداوند است 

آری نفهمیدند مردم این حقیقت را


#سجاد_نوبختی

  • سجاد نوبختی