سجاد نوبختی

من خاک پای دعبلتان هم نمی شوم
شاعر شدن کجا؟ !من بی دست و پا کجا؟

آخرین مطالب

۴ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

۲۴
تیر

یَآ أَیُّهَا الْعَزِیزُ 

مَسَّنَا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنَا بِبِضَـاعَةٍ مُّزْجَاةٍ 

فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَ تَصَــدَّقْ عَلَیْنَآ 

إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِین  (سوره یوسفَ آیه 88 )

 

بی تو ضرر رسیده به ما ایها العزیز

هستیم بینوا و گدا ایها العزیز


دل های ما اگرچه که ناچیز و اندکند

اما قبول کن تو ز ما ایها العزیز


پر کن دو دست خالی ما را امام عشق

ای انتهای جود و سخا ایها العزیز


این آرزوی ماست که چون مهزیارتان

باشیم در رکاب شما ایها العزیز


دلخوش به این کلام شمایم که گفته اید

ما را نمی کنید رها ایها العزیز *


آقا بیا که از غم هجران روی تو 

افتاده ام به هول و ولا ایها العزیز


سجاد نوبختی 


* قال صاحب الزمان الامام مهدی (عج ) : انّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، ولا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ  "ما شما را به حال خود رها نکرده و یاد شما را فراموش نمی کنیم " 


  • سجاد نوبختی
۱۶
تیر

جز خانه ات ، علی ! بشتابد گدا کجا ؟

غیر از سرای تو برود بینوا کجا ؟


از سفره ی عنایت تو جیره می خوریم 

دیگر رویم در پی آب و غذا کجا ؟!


هر کس بدون عشق تو گمراه می شود

ما می رویم بی تو علی جان به نا کجا 


مدح تو کار هیچ کسی جز خدا که نیست

اذهان کجا و آینه ی هل اتی کجا ؟!


تو در میان عرش ، اگر جا نداشتی

خاتم شبی بدون تو میرفت تا کجا؟!


بیمار یک نگاه تو هستیم از ازل

مولا بگو که میدهی دل را شفا کجا ؟


روز جزا که فاطمه امید عالم است 

دستم رسد به دامن خیرالنسا کجا ؟


من خاک پای دعبلتان هم نمی شوم

شاعر شدن کجا ؟! من بی دست و پا کجا ؟!


سجاد نوبختی

  • سجاد نوبختی
۰۶
تیر

امشب خدا باز اومدم تنها

از همه چی دیگه پشیمونم

نگو چرا یه ساله دیر کردی 

حالم بده خیلی پریشونم 


غیر تو هیچ کسی برای من 

همدم تنهایی شب هام نیست 

فقط تویی درمون هر دردم 

به غیر ذکرت روی لب هام نیست


ای که تویی تنها پناه من 

تو روزای بی کس و تنهاییم

جز تو آخه کیو دیگه دارم

ببین منو تو اوج رسواییم


جز در خونت آ خدا آخه 

جایی ندارم که برم دیگه

اگه تو هم ردم کنی مولا

نمی دونم چیکار کنم دیگه


اگه منو ببخشی این شب ها

میگن عجب خدای دلسوزی

یا که اگه هم ببریم دوزخ

همه میگن حقته می سوزی


اگه کسی بهم بگه :  بدبخت 

گریه نکن الکی دیوونه 

هزار سالم اگه بگی العفو 

خدا بازم تو رو می سوزونه


بهش میگم  : امید من اینه

خدای من غفور و ستاره

هنوز گدا حرف نزده زودتر

ده برابر تو دستش میزاره


گناه من هر چقدم باشه

خدای من کریم تر از اونه

نمیذاره کسی خبر دارشه 

براش مثه یه راز می مونه


خدا تو رو قسم میدم امشب 

به آیه آیه های قرآنت 

به عزت خودت قسم یا رب

به اسم تک تک عزیزانت


امشب فقط یه دل خوشی دارم 

عاشق زهرا و پسر هاشم 

امشب خدا دعای من اینه

الهی اربعین حرم باشم


خدا تو رو قسم امشب 

به حق فرق خونی مولا

به کاسه های شیر ایتامی

که به علی همه میگن بابا 

 

خدا تو رو قسم میدم امشب 

به سجده های آخر حیدر

قسم میدم به اون شب قدری 

که شد براش دیگه شب آخر


خدا تو رو قسم میدم امشب 

به مادری که پشت در می سوخت 

به چادر خاکی توو کوچه 

به کوچه ای که توش پسر می سوخت 

به بغض توو گلوی این خونه 

به لحظه ای که بال و پر می سوخت 

به مادری که در ره قرآن 

جلوی چشم یک پدر می سوخت 


خدا تو رو قسم میدم امشب

به آیه های سوره کوثر 

به بچه های گوشه ی بستر

به یاس مرتضی که شد پرپر


خدا تو رو قسم میدم امشب 

به قبر بی نشان و پنهانش

به ناله های هرشب حیدر

به گریه های مثل بارانش


سجاد نوبختی

  • سجاد نوبختی
۰۴
تیر

السلام علیک یا امیرالمومنین 


پر کن پیاله را که خماریم یا علی 

مستیم از محبَّتِ تو ساقیا علی


با یک نگاه ، حال دلم خوب می شود

هستی برای قلب مریضم دوا علی


خاک نجف که سرمه ی چشم ملائک است 

باشد محلّ و سجدگهِ انبیا علی


جنت اگر چنین نشود جز عذاب نیست 

تو شاه باشی و ما هم گدا علی 


صوتِ اذان که میشنوم مست می شوم 

وقتی به گوش می رسد از آن دو تا علی 


وقتِ اذانِ روزِ جزا می شود بدل 

حیِّ علی الصلاة به حیِّ علی علی

 

بینند اگر تو را چه بگویند غالیان ؟! 

وقتی ندیده کرده خطابت خدا علی

  

قلبم خوش است وقت حساب و کتاب حشر 

دارم به دل محبُّت خیرالنسا علی


ارباب !  در به رویِ منِ خسته باز کن

گویم تمام عمر ، مدد مرتضی علی


سجاد نوبختی

  • سجاد نوبختی